پخش زنده
امروز: -
روند تحولات روزهای اخیر در منطقه، گویای شکلگیری یک پیوستار هماهنگ تبلیغاتی، سیاسی و نظامی میان واشنگتن، تلآویو و برخی پایتختهای عربی حاشیه خلیج فارس است.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری صدا و سیما، بررسی رفتارهای اخیر بازیگران منطقهای نشان میدهد که ایالات متحده با فعالسازی ظرفیتهای ابزاری خود در میان کشورهای عربی و همزمان چراغ سبز به تشدید جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان، در صدد است تا پیش از آغاز مذاکرات آتی، اهرمهای فشار جدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران خلق کند.
این یادداشت تحلیلی در دو بخش، به واکاوی دلالتهای این تحرکات و تکالیف دستگاه دیپلماسی میپردازد.
بخش اول: واکاوی رفتار کشورهای عربی خلیج فارس؛ سوءتفاهمِ ناشی از مماشات
مواضع و رفتارهای انفرادی و جمعی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، از یک سوءمحاسبه راهبردی حکایت دارد. این کشورها تحت تحریکات فزاینده آمریکا، بار دیگر به ابزاری برای فشار بر تهران برای واگذاری امتیاز در مذاکرات پیشرو تبدیل شدهاند. گزارههای زیر نمونههایی ملموس از این آرایش جدید است:
عمان: مسقط در رفتاری ناهمگون با پیشینه دیپلماسی آرام خود، به صورت یکجانبه از ایجاد مسیری جایگزین و بدون عوارض در تنگه هرمز برای شناورها خبر داد. این اقدام غیرمتعارف با پاسخ محکم سیاسی و تهدید معتبر نظامی ایران مواجه شد و به توقف شناورهای متخلف انجامید.
قطر: دوحه که در سالهای اخیر ژست دیپلماسی غیرمتخاصم به خود گرفته و هماکنون نقش میانجی را ایفا میکند، با اتخاذ مواضع دخالتجویانه در خصوص تنگه هرمز، عملاً جایگاه میانجیگری خود را زیر سوال برده است.
کویت و بحرین: کویت همچنان به بازداشت غیرقانونی ۴ مرزبان دریایی ایران و ممانعت از دسترسی کنسولی ادامه میدهد. بحرین نیز در ادامه خط خصومت، ضمن ممنوعیت عزاداری برای رهبر شهید انقلاب اسلامی، موج بازداشتی از وفاداران به خط مقاومت راه انداخته است.
بیانیه مشترک با ربیو: در سفر اخیر مارکو ربیو وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه، بیانیهای مشترک صادر شد که ترجیعبند آن، تکرار اتهامات واهی هستهای و موشکی دوران پیش از جنگ بود.
دلالتهای ساختاری و ریشه رفتارها
این تحرکات نشان میدهد که شیخنشینهای منطقه یا هنوز تغییر معادله قدرت پس از شکست سنگین آمریکا و رژیم صهیونیستی در «جنگ رمضان» را درک نکردهاند، یا با مانورهای تبلیغاتی درصدد پنهان کردن ضعف مفرط خود هستند.
باید تاکید کرد که حساب همسایگان از دشمنان فرامنطقهای جداست؛ امنیت و اقتصاد در خلیج فارس چرخهای مشاع است و نمیتوان پذیرفت که امنیت و معیشت ایران با میزبانی این کشورها از دشمنان تهدید شود، اما اقتصاد آنها رو به شکوفایی بگذارد. به نظر میرسد ریشه این گستاخیها، مماشات بیش از حد مقامات ما در طول جنگ و پس از آن بوده است. تفکیک مرز پایگاههای آمریکا از خاک این کشورها در حملات تلافیجویانه ایران و حتی برخی عذرخواهیهای دیپلماتیک، این سوءتفاهم را ایجاد کرده که ایران از آنها واهمه دارد؛ حال آنکه واگذاری پایگاه به دشمن، خود یک اقدام خصمانه است؛ بویژه پایگاههایی که در دو جنگ اخیر، مبدأ حمله به ایران، ترور رهبر معظم ما، شهادت شهروندان و آسیب به زیرساختهای کشور بودهاند.
بخش دوم: تشدید حملات به لبنان؛ جنگ زرگری ترامپ و نتانیاهو
در جبهه دوم، لجاجت رژیم صهیونیستی در استمرار حملات به جنوب لبنان، فاقد ارزش نظامی بوده و صرفاً حاوی پیامهای سیاسی برای تهران است.
اهداف رژیم صهیونیستی از تشدید حملات به لبنان:
۱. برهم زدن نقشه راهبردی «جبهه یکپارچه مقاومت».
۲. بالا بردن سقف مطالبات برای راضی کردن ایران به "صرفاً توقف حملات" و انصراف از شرط عقبنشینی.
۳. خروج پرونده لبنان از توافقات ایران و آمریکا از طریق جنگ زرگری مصنوعی میان ترامپ و نتانیاهو.
آمریکا با سکوت خود میخواهد پیام ناتوانی در مهار تلآویو را مخابره کند؛ اما واقعیت این است که واشنگتن برای به نتیجه رساندن توافق عجله دارد و این، نقطه پیشران دیپلماسی ماست.
راهبرد پیشنهادی؛ عبور از بیانیهدرمانی به سمت «پاسخ قاطع»
دستگاه دیپلماسی در پیوند با نیروهای مسلح باید تفهیم کند که دوران پنهان شدن پشت غرب و خیانت به همسایه بزرگ پایان یافته است. صرف صدور بیانیههای محکومیت دیگر کفایت نمیکند. اقدامات عملی زیر فوریت دارد:
۱. مشروطسازی مذاکرات: ایران باید هرگونه توافق آتی با آمریکا را مشروط به خارج شدن کشورهای عربیِ متخاصم از هرگونه مزیت یا مشارکت در معامله کند.
۲. اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز: اعمال حاکمیت قاطعانه دریایی و ایجاد محدودیت تردد برای شناورهای کشورهایی که رفتار خصمانه دارند.
۳. قاطعیت در پرونده لبنان: پاسخ دیپلماتیک ایران باید اصرار صریح بر تحقق بند ۱ تفاهم با آمریکا (توقف دائمی عملیاتو پاکسازی کامل نقاط اشغالی جنوب لبنان) باشد. تهران باید به صراحت اعلام کند که در صورت عدم تخلیه کامل ارتش صهیونیستی از خاک لبنان، هیچگونه مذاکره هستهای در کار نخواهد بود و دستور کار مذاکرات صرفاً جدول زمانی عقبنشینی اسرائیل خواهد بود. تکیه بر این اهرم، معادله جبهه یکپارچه مقاومت را تثبیت خواهد کرد.